محمد على مجاهدى

670

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

وى پس از پايان تحصيلات به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و در دبيرستانهاى تهران به تدريس ادبيات فارسى و زبان فرانسه همت گماشت و چندى نيز رياست آموزش و پرورش قم را بر عهده داشت ، سپس از طرف دانشگاه تهران به عنوان استاد زبان و ادبيات فارسى به خدمت فراخوانده شد و چندى نيز ضمن تدريس ، رياست مدرسه عالى قضايى قم را عهده‌دار بود و اكنون علاوه بر تدريس در دانشگاهها ، به كار تحقيق و تأليف و همكارى با هيأت امناى دايرة المعارف اسلامى سرگرم است . دكتر مصفّا ، كار شاعرى را از دوران تحصيل شروع كرد و در آغاز كار « يادگار » و بعد « توفان » و « آتش » تخلص مىكرد و سرانجام تخلّص « مصفّا » را براى خود برگزيد ولى در اشعار خود كمتر از تخلص شعرى استفاده مىكند . وى شاعرى است توانا و فرهيخته و در اكثر قالبهاى شعرى داراى آثار ماندگار و ارزشمند ولى در امر قصيده‌سرايى آن هم به شيوهء اساتيد بلندآوازهء خراسان اهتمام بيشترى مىورزد و در اين قالب شعرى استادى و مهارت كاملى دارد ، نثر او نيز شيوا و سخته و رساست . دكتر مصفا داراى تأليفات بسيارى است و در متون منثور و منظوم پارسى تحقيقات دامنه‌دارى انجام داده است كه براى نمونه مىتوان از : « پاسداران سخن » ، « قند پارسى » ، « تصحيح و تنقيح تذكرهء مجمع الفصحاء » ، « ديوان سنايى غزنوى » ، « ديوان حكيم صفاى اصفهانى » نام برد . اين قصيدهء بلند عاشورايى ازوست : يا حسين ( ع ) ايران زمين به ماه محرم چو كربلاست * سرتاسر وطن همه در كرب و در بلاست از دوردست بحر خزر تا خليج فارس * فرياد سوگواران پيچيده در فضاست از هيرمند غمزده تا دجلهء غريب * از يا حسينِ خلق عزادار ، غم‌فزاست چندين علامت و علَم و نخل و توغ بين * گردان به كوى و برزن هر شهر و روستاست در بقعهء كريمهء موسى به قم ، فغان * آشوب و شور و ولوله در مشهد رضاست پير و جوان و عارف و عامى به زارىاند * « بر هر كه بنگرى به همين درد مبتلاست » در دير و خانقاه و كليسا و در كنشت * هر جا روى ، مصيبت فرزند مرتضىست پير مغان به دير مغان بهر ميكشان * با ذكر يا حسين به صد نوحه و نواست